|
روستای کوچ نهارجان یا کوچ خراشاد-شهرستان بیرجند معرفی روستای کوچ نهارجان یا کوچ خراشاد ( کوچ نوفرست )روستای کوچ نهارجان یا کوچ خراشاد یا کوچ نوفرست ویا کوچ باقران امروز در ۳۰ کیلومتری جنوب شرقی بیرجند واقع شده است که ازشمال ۶ کیلومتر با روستای نوفرست فاصله دارد واز عرب ۶ کیلومتر باروستای معروف خراشاد فاصله دارد وازاین دومسیر به شهر بیرجند راه دارد وجاده ان از مسیر روستای خراشاد چندین سال است اسفالت گردیدهداست.این روستا نزدیک صد نفر جمعیت دارد وقنات ان ان دارای ابی شیرین وگوارا است که درتابستان بسیار سرد است ودر زمستان گرم است.قنات روستای کوچ هزاران سال توسط اجداد ما سر پا نگه داشته شده وهربار که سیل به داخل ان نفود کرده مردم این روستا ماهها کار کرده اند وقنات را لایروبی کرده اند .این روستا در بهار وتابستان وپاییز مسافر پدیر است وتعداد زیادی از مردم شهر بیرجند وحتی دیگر شهرها وروستاها به ان در ایام تعطیلی سفر می کنند وساعاتی از اب وهوای پاک این روستا بهرهمند می شونو البته هتل ندارد ومسافرخانهدهم ندارد وهنوز بوم گردی در این روست وجود ندارد اما سنگ نگاره های لاخ مزار باعث شدهداست مسافران بیشتری از ان دیدن نمایند. فهرست مندرجات شغل مردم روستا-محصولات[ویرایش] مناجات سحریا شوخوانی در روستای کوچ نهارجان - ومي جويد به کاوشهاي پي گيگيري، نشانيهاي مردي را - نشانيها،که شايد مانده بر جا ،دير دير: از سالياني پيش_ ومن همراه مرغ ذهن خود،در غار مي گردم. وپيدا مي کنم گويي نشانيها که مي جويم: همانست، اوست! کنار غار ، اينجا ،جاي پاي اوست،مي بينم ومي بويم توگويي بوي اورا نيز همانست ، اوست: پلاسي بر تن است اورا وميبينم که بنشسته است،چونان چون همان ايام همان ايام که اين ره را بسا، بسيارمي پيمود وشايد نازنين پايش زسنگ راه مي فرسود (امين)، آن راستين، آن پاکدل ، آن مرد، وشوي برترين بانو:(خديجه) نيز ، آنکس کوسخن جز حق نمي گويد وغير از حق نميجويد وبتها را ستايشگر نمي باشد واينک : اين همان مردابرمرد است (محمد) -ص- اوست---پیام درد انسانهای قرنم را زمن بشنو پیام تلخ دختربچگان ،خفته اندر گور پیام رنج انسانهای زیربار،وزآزادگی مهجور پیام آنکه افتاده است درگرداب وفریادش بلنداست:((آی آدمها...)) پیام من ،پیام او،پیام ما...)) محمد(ص)غمگنانه ناله ای سرمیدهد،آنگاه می گوید: خدای کعبه ،ای یکتا! درون سینه ها یاد تومتروک است وازبی دانشی واز بزهکاری ،: مقام برترین مخلوق تو،انسان، بسی پایین تراز حد سگ وخوک است. خدای کعبه ،ای یکتا!فروغی جاودان بفرست، که این شبها بسی تار است. ودست اهرمنها سخت در کاراست ودستی رابه مهرازآستینی باز ،بیرون کن که:برداردبه نیروی خدایی شاید، این افتاده پرچمهای انسن را فروشوید نفاق وکینه های کهنه از دلها دراندازد به بام کهنه ی گیتی بلند آواز برآرد نغمه ای همساز فروپیچد بهم طومار قانونهای جنگل را وگوید :آی انسانها! فراگردهم آیید وفراز آیید بازآیید صدا بردارد انسان را وگوید: های ، ای انسان! برابر آفریدندت ، برابر باش! صدابردارداندرپارس ، درایران وباآن کفشگرگوید : پسر را رو ، به هر مکتب کهخواهی نه! سپاهی زاده راباکفشگر، دیگرتفاوتهای خونی نیست سیاهی وسپیدی نیز ،حتی،موجب نقص وفزونی نیست... خدای کعبه ...ای ..یکتا...)) بدین هنگام کسی آهسته گویی چون نسیمی می خزد درغار محمدرا صدا آهسته می آیدفرود از اوج ونجوا گونه می گردد پس آنگه می شود خاموش. سکوتی ژرف ووهم آلود ناگه چون درخت جادواندرغار میروید... وشاخ وبرگ خود رادرفضای قیرگون غار می شوید ومن درفکر آنم کاین چه کس بود،از کجا آمد؟! که ناگه این صدا آمد: ((بخوان!))... اما جواب یبر نمی خیزد محمد ،سخت مبهوت است گویا ،کاش میدیدم ! صدا باگرمترآوا وشیرین تر بیانی باز می گوید: ((بخوان!)).. اما محمد هم چنان خاموش دل اندرسینه ی من باز می ماند زکار خویش،گفتی میروم از هوش زمان دراضطاب وانتظارپاسخش، گویی فرو می ماند از رفتار ((هستی) می سپارد گوش پس از لختی سکوت-اماکه عمری بود گویی-گفت: ((من خواندن نمی دانم)) همان کس ،باز پاسخ داد: ((بخوان!بنام پرورنده ایزدت کوآفریننده است...)) واو میخواند، امالحن آوایش به دیگر گونه آهنگ است صدا گویی خدا رنگ است. می خواند: ((بخوان،بنام پرورنده ایزدت،کو آفریننده است...))• • • درودی می تراود از لبم بر او درودی گرم • • • غروب است وافق گلگون وخوشرنگ است ومن بنشسته ام اینجا، کنارغارپرت وساکتی ،تنها که میگویند روزی ،روزگاری مهبط وحی خدا بوده است، ونام آن ((حری)) بوده است. ودر اطراف من ازهیچ سویی ردپایی نیست ودور من ، صدایی نیست...• •-این شعرکه درسه قسمت متوالی عرضه گردیدبرگرفته از کتاب شاهکارهایی ازاشعار مذهبی .آراسته ی رضامعصومی _نشریه ی ماه نو-انتشارات رشیدی- است وچنانکه درسر آغازذکر شد اثر طبع موسوی گرمارود ی شاعر معروف معاصرکشور ماست-صص-۱۲۸ -- ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری نمایش تاریخچه ویکیروستا شبکه ای مشارکتی و متکی بر توان اساتید و پژوهشگران حوزه و دانشگاه، مدیران، نخبگان و فعالان فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و جوانان روستایی است که به دنبال زمینه سازی مدلی مبتنی بر عدالت برای رشد و پیشرفت مناطق روستایی و محروم می باشد.
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۱ساعت 14:20  توسط محمد حسن اسایش
|
لاخ مزار کوچ نهارجان یا کوچ خراشا د یا کوچ باقران؛از قرنهای متمادی در نزد بزرگان وسینه و اذهان ساکنان قرون گذشته روستای کوچ به قدمگاه بی بی زینب خاتون(خواهر امام رضا)،مدفون در قریه کاهین؛ معروف بوده است وآنرا مقدس می شمرده اند وزیارت می کرده اند وبرای شفاء مریض وبیمار خود مقداری آب خوردن؛ می برده اند وبرسطح صاف لاخ مزار می ریخته اند ودرقسمت پایین آن آب را در ظرفی دیگر می گرفته اند ومی برده اند وبه خورد بیمار می داده اند و عقیده داشته اند که بیماران با خوردن آب ریخته بر سطح سنگ لاخ مزار شفاء می یابد.این عمل را من در کودکی بارها شاهد بوده ام که مادرم و خاله ام و عمه هایم ودیگر زنان روستای کوچ انجام می دادند وسخت به این کار اعتقاد داشتند.اجدادما در کوچ از پدران خود این عقیده را نسل به نسل یاد گرفته بودند وبه نسل بعد از خود منتقل می کردند.آنها می گفتند:بی بی زینب خاتون (س)که در مسیر حرکت خود با آل علی مسیر مزار یشت و کوههای باقران و مسیر درخت بنه بجد و مزار محمودآباد وبعد درخت بنه کوچ و لاخ مزار کوچ ولاخ مزا فریزمرغ؛بسوی قریه کاهین حرکت می کرده وطی مسیر می نموده است،بعد از گذشتن از درخت بنه کوچ که باز هم به درخت مشکل گشاء معروف است ،وقتی به مکان پای لاخ مزار کوچ رسیده است.شب را درپای لاخ مزار خوابیده است و فردا بسوی فریزمرغ حرکت کرده است وشب بعد را در پای سنگ بزرگی که بعد ها به لاخ مزار فزیز مرغ معروف شده است در نزدیکی روستای فریزمرغ خوابیده است واز برکت قدم بی بی زینب خاتون این دو لاخ ؛مزارشده است و شفا بخش است و شب بعد از لاخ مزار فریز مرغ بی بی زینب خاتون (س)به نزدیکی قریه کاهین رسیده است ودر آنجا به کوه پناه برده است ودرهمان جا مریض شده است و چند روز بعد فوت نموده است ودردل کوه دفن شده است که قرنهاست که مدفن بی بی زینب خاتون در قریه کاهین،زیارتگاه مردم است واز نقاط بسیار دور مثل زاهدان ومشهد وتهران افرادی که می شناسند به زیارت بی بی می آیند وآنرا زیارت می کنند واز آبی که از دل کوه بیرون می آید به عنوان آب شفاء بخش بر می دارند وبه مریض می دهند و حتی چوپانان ظرفی از آن آب را می آورند وبرگوسفندان مریض می پاشند و اعتقاد دارند که به برکت وجود بی بی زینب خاتون آن آب ؛گله مریض را شفاء می دهد و مرض از گوسفندان دور می شود وگوسفندان سالم می گردند..علاوه براین مردم اماکنی که در بالا نام برده شد سخت به مقدس بودن ومراد بخش بودن، درخت بنه بجد و مزار محمودآباد وشفا بخشی و مراد بخش بودن درخت بنه کوچ که به درخت مشکل گشا معروف است معتقدند قرنها از آن حاجت و مراد طلبیده اند وبه مراد و آرزوی خود رسیده اند.هم چنین است در مورد لاخ مزار که چندین قرن مردم روستای کوچ باآن عرض حاجت کرده و مراد گرفته اند ومریضهای آنان بهبودیافته وازنوع زندگی از سر گرفته اند .مردم فریزمرغ و روستاهای اطراف ازجمله مردم کوچ واستانست نیز به مراد بخش بودن لاخ مزارروستای فریزمرغ ؛سخت اعتقاد دارند وآن سنگ بزرگراه قدم گاه و محل گذر وبیتوته بی بی زینب خاتونمی دانند.مردم روستای کوچ در گذشته هر وقت حاجت ویا مرادی. داشتند.مشکل گشا نذر می کردند و عصر پنج شنبه ویا روز جمعه مردم را دعوت به پای درخت بنه یا درخت مشکل گشاء می کردند ودر آنجا؛کتاب مشکل گشا می خواندند وزنان و بانوان و دختران گریه می کردند و حاجت شان را از صاحب درخت مشکل گشا می گرفتند که به عقیده انهاهمان بی بی زینب خاتون ،خواهر امام رضا باشد. درهمین زمان ما حدود ۳۰ سال قبل خانمی اهل کوچ وساکن زاهدان دریک سفر،که به کوچ آمده بود مردم را برای مشکل گشا بپای درخت بنه یا درخت مشکل گشا دعوت کرده بود درضمن خواندن مشکل گشا،انگسترش گم شده بود،او بعد از یک سال دوباره از زاهدان به کوچ آمد ودوباره مردم را برای مشکل گشا خواندن به پای درخت بنه یا درخت مشکل گشا دعوت نمود درزمانی که مشکل گشا می خوانده اند ناگهان چشمش به انگشتر گم شده سال قبلش می افتد که در پای بوته هیزم افتاده است واودرجلوی چشمان دیگران ،انگشتر مفقود شده سال قبل خودرا پیدا می کند.واین جریان باعث میشود که اعتقاد مردم به درخت مشکل گشا بیشتر ومحکمتر گردد .لازم است یاد آوری کنم که قرنهاست که هرگاه مردم پای درخت بنه یا همان درخت مشکل گشا می روند به شاخه های کوچک درخت پارچه گره می زنند ومی گویند هروقت این گره بازشود؛مشکل ماهم گشوده خواهد شد.آنها برای آمدن سربازان از سر بازی ویا شفا یافتن مریض شان از بیماری ویا دفع مرض از گوسفندان ویا رسیدن عاشق به معشوق ویا بسلامتی برگشتن مسافر شان از راه دور مثل مشهد و کربلا ومکه؛پای درخت مشکل گشا قصه مشکل گشاده می خواندند وبه مردم آجیل و شیرینی ونقل و نبات و نخود و کشمش می دادند تا نذر شان بر آورده شود.واین جریان خواندن مشل گشا در پای لاخ مزار کوچ هم انجام می شده است.درپای لاخ مزار کوچ خاکی نرم بدست می امد که مردم روستای کوچ از آن خاک نرم برای شستن ظروف خوددر جوی آب پایین تر استفاده می کرده اند.سطح لاخ مزار در تاریخ قرون قبل و حتی درهمین قرن حاضر بسیار بیشتر و بزرگتر از آن چیزی بوده است که هم اکنون حفاظت می شود.در همین دوران ما چند قسمت در اثر برف وباران ویخ بندان سخت وسنگین تخریب وازبین رفته است .علاوه برآن همسایگان که می خواستند خانه جدید بسازند و زمین کم داشتند.بارها دست به تخریب لاخ مزار زدند قسمتهایی از چپ و راست لاخ را با بیل و کلنگ وبیرم وابزاردیگر خوردکردند و تخریب کردند تا راه را از دل کوه بگذرانند وخود بتوانند خانه ای جدید بسازند و بیشتر لاخ مزار اینگونه تخریب شد وازدست رفت و کسی هم اهمیتی به آن نمی داد و تا حدود ۳۰ سال قبل که سر و کله کارشناسان میراث فرهنگی پیدا شد وبعد از چند سال کند و کاو اعلام کردند که اینجا و این لاخ مزار آثار تاریخی در خود دارد کسی به لاخ مزار اهمیت نمی دادوتنها لاخ مزار جنبه تقدس وزیارت داشت آنهم بخاطر اینکه اعتقاد داشتند.خواهر امامرضا که در قریه کاهین مدفون است ومدفنش با عنوان مزار کاهین شناخته می شود ،یک شب در پای لاخ مزار خوابیده است وبه همین دلیل لاخ مزار را مقدس می شمردند وآنرا زیارت می کردند واز آن مراد می خواستند و مراد می گرفتند ولی هیچ کس از اینکه این لاخ مزارشاید آثار تاریخی گذشته در خود داشته باشد اهمیت نمی داد و آگاه به آن نبود.فقط می گفتند:این دست،دست امیر المومنین است ویا دست بی بی زینب خاتون است ونیز می گفتند:این رد پای اسب امیر المومنین است.حال کارشناسان اعلان کرده اند که نقشی از اردشیر ساسانی برروی سنگ لاخ مزار نقش بسته است.توضیحات مربوط به سنگ نگاره های لاخ مزار در سایت ویکی پیدیا و سایت میراث فرهنگی و خبر گزاری شبکه خاوران وشبستان وایرنا وایسنا و سایت پیشینه و سلطان سفرو علاء الدین و چند سایت دیگر قابل مشاهده است.در کتاب بهارستان مرحوم آیه الله آیتی بزرگ نیز اشاره شده است که این منطقه دارای شانزده هزار سال تاریخ است.محمد حسن آسایش.؛تلفن:۰۹۱۵۱۶۰۴۷۰۵ و۰۹۱۵۷۲۶۹۲۹۶ ووبلاگ: http://mha331.blogfa.com ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر ۱۴۰۰ساعت 13:29  توسط محمد حسن اسایش
|
|